همانطور که میدانید notepad ویندوز، یک ابزار ساده و سریع برای نوشتن textهای ساده است
آنقدر این ابزار ساده است که حتی تصور اینکه در آن باگی وجود داشته باشد، دور از انتظار است
ولی در اینجا یک باگ در نوتپد ویندوز را به شما نشان دهم که شاید مربوط به مسائل سیاسی باشه !
notepad ویندوز را باز کنید
عبارت زیر را دقیقا به همین صورت در آن تایپ کنید:
iran win via atoms
همونطور که می بینید کلماتی همچون ایران ، پیروزی ، اتم در این جمله به کار رفته.
حالا به منوی file رفته save as را بزنید و با نام دلخواه فایل را save کرده و notepad را ببندید
حال روی این فایل دابل کلیک کنیدو بازش کنید و نتیجه را مشاهده کنید
ببینید به چه شکل در میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته ؟ ... نمی دانم مرا آیا گناهی هست ..؟ که شاید هم
به جرم آن ، غریبی و جدایی هست ؟...
ندانستم که سگ خون می خورد خونخوار می گردد...

من اينجايم
در حصار تنگ و طلائي اطاقم
در گير با ثانيه ها
در جنگ با دقايق
فتح ساعتها
تا كي بايد اينجا بمانم
در تعليق اين زمان
در سردرگمي باغ توقّع
شانههاي من تحمّل اين بار را ندارد
من كه
بجاي مانده از يك اسطوره
يادآور يك ستاره
قرباني خاطرات او
يك بيچاره
من كه
فرزند قرنها
فرزند صبر
بزرگ شدهي گريه
همه به صداقت من خنديدند
سادگي مرا تحقير كردند
دشنام ثانيهها
تمسخر دقايق
كنايهي ساعتها
و من همچنان اينجايم در حصار تنگ و طلائي اطاق..
دلم خسته و پر درد است ٬هزاران بار بيشتر از گذشته.
بار الهي !
چگونه بر اين همه درد پيروز شوم.چگونه مي توانم خودم را از بند هر ناپاكي پاك سازم.
چگونه مي توانم عشقي را كه سالها دل پر دردم را همراهي مي كند كنار بگذارم و به سوي وجود پاك و زيباي تو بيايم .چرا كه تو اي خدايم مرا به حال خود گذاشته اي و اين عقل حقير و خالي از
انديشه من نمي تواند كمال پر جلال تو را در خود جاي دهد.
خدايا!
نمي خواهم بگويم كه عشق من به محبوب زميني ام سياه است ولي مي دانم كه عشق او مرا به نابودي مي كشاند.
خدايا!
صداي دلم را كه هر شب در تاريكي ها فرياد مي كشد بشنو كه تنهايم .ندارم كسي را در اين دنياي فاني كه زندگي در آن مانند جان دادن در هر ثانيه از آن است.
خدايا !
بگير از آن كه مي گيرد مهرش را از دلم و ميزند بر جان من تازيانه هاي بي مهر و محبتي را.
خدايا !
او نيز تنهاست و اين شايد به خيال من است . ولي خدايا اين خيال مرا هيچ وقت تنها مگذار كه نكند
برود به بي راهي ها.تو خود بهتر مي داني كه تكيه گاهش نزد خودت است پس بي تكيه گاه و بي پناهش مگذار.
بار الهي!
هستي ام را از من بگير تا آخرين لحظه اسارتم در سيم خاردار هاي اين زمان ٬ولي حتي براي لحظه اي مگذار اسير قلبم احساس اسارت كند.


این بیت رو یکی از دوستام برام نوشت و رفت ... ![]()
چراغی کهنه ام وقت است خاموشم کنی کم کم
من آن افسانه ام باید فراموشم کنی کم کم

